lottern
زندگی بیبند و بار داشتن، ولگردی کردن، وقت تلف کردن
Beispiele
- Der Lotterbub soll sich hüten, so zu ''lottern''.پسر ولگرد باید مراقب باشد که اینطور زندگی نکند.
- Sie ''lotterten'' in der Sonne und gafften den Menschen nach.آنها در آفتاب وقت تلف میکردند و به مردم خیره میشدند.
Bedeutungen
1
(بدون مفعول)
زندگی بیبندوبار و بیهدف داشتن، یا چیزی که شل و ناپایدار است.
- Seit er seinen Job verloren hat, lottet er nur noch herum.از وقتی کارش را از دست داده، فقط ولگردی میکند.
- Die Bretter des alten Zauns lottern im Wind.تختههای حصار قدیمی در باد شل و ول هستند.