aufladen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌlaːdn̩/
Worttrennung: auf·la·den
فعل

بارگیری کردن؛ شارژ کردن؛ بار مسئولیت بر دوش کسی گذاشتن

Bedeutungen

1 Akkusativ (مفعول)

شارژ کردن (باتری، تلفن همراه).

  • Ich muss mein Handy aufladen, der Akku ist fast leer.باید تلفن همراهم را شارژ کنم، باتری تقریباً خالی است.
  • Bitte laden Sie die Batterie des Laptops auf, bevor Sie ihn benutzen.لطفاً قبل از استفاده از لپ‌تاپ، باتری آن را شارژ کنید.
2 Akkusativ (مفعول)

بارگیری کردن، بار زدن (کالا، وسیله نقلیه).

  • Die LKW wurden mit Waren aufgeladen.کامیون‌ها با کالا بارگیری شدند.
  • Wir müssen das Auto mit Gepäck aufladen.ما باید ماشین را با چمدان‌ها بار بزنیم.
3 Akkusativ (مفعول)

تحمیل کردن، بار کردن (مسئولیت، وظیفه).

  • Man hat ihm zu viele Aufgaben aufgeladen.وظایف زیادی بر دوش او گذاشته‌اند.
  • Sie lud sich selbst mit der Verantwortung für das Projekt auf.او مسئولیت پروژه را بر دوش خود انداخت.