ludern

Aussprache: /ˈluːdɐn/
Wortzerlegung: lu·dern
فعل

زندگی عیاشانه و بی‌بند و بار داشتن، ولخرجی کردن

Beispiele

  • So also ''ludern'' sich Amerikas brave Bürger durchs Leben.اینگونه شهروندان خوب آمریکا زندگی عیاشانه‌ای دارند.

Bedeutungen

1 Intransitiv

(عامیانه، تحقیرآمیز) هرزگی کردن، فاحشگی کردن

  • Sie wird beschuldigt, geludert zu haben.او متهم به هرزگی شده است.
  • In manchen Kreisen wird über Frauen, die sich so verhalten, gesagt, sie würden ludern.در برخی محافل، درباره زنانی که چنین رفتاری دارند، گفته می‌شود که هرزگی می‌کنند.
2 Akkusativ

(قدیمی، منطقه‌ای) طعمه گذاشتن، با لاشه حیوان شکار کردن

  • Der Jäger ludert die Füchse mit Fleischresten.شکارچی روباه‌ها را با باقیمانده گوشت طعمه می‌گذارد.
  • Früher luderten die Bauern, um Raubtiere zu fangen.قبلاً کشاورزان برای گرفتن حیوانات درنده طعمه می‌گذاشتند.