ludern
زندگی عیاشانه و بیبند و بار داشتن، ولخرجی کردن
Beispiele
- So also ''ludern'' sich Amerikas brave Bürger durchs Leben.اینگونه شهروندان خوب آمریکا زندگی عیاشانهای دارند.
Bedeutungen
1
Intransitiv
(عامیانه، تحقیرآمیز) هرزگی کردن، فاحشگی کردن
- Sie wird beschuldigt, geludert zu haben.او متهم به هرزگی شده است.
- In manchen Kreisen wird über Frauen, die sich so verhalten, gesagt, sie würden ludern.در برخی محافل، درباره زنانی که چنین رفتاری دارند، گفته میشود که هرزگی میکنند.
2
Akkusativ
(قدیمی، منطقهای) طعمه گذاشتن، با لاشه حیوان شکار کردن
- Der Jäger ludert die Füchse mit Fleischresten.شکارچی روباهها را با باقیمانده گوشت طعمه میگذارد.
- Früher luderten die Bauern, um Raubtiere zu fangen.قبلاً کشاورزان برای گرفتن حیوانات درنده طعمه میگذاشتند.