vollladen

Aussprache: /ˈfɔlˌlaːdn̩/
Worttrennung: voll·la·den
فعل

کاملاً بار زدن، کاملاً شارژ کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas vollladen)

چیزی را کاملاً بار زدن یا پر کردن تا جایی که دیگر فضایی باقی نماند (مانند کامیون، قایق، یا حافظه).

  • Wir haben den Kofferraum des Autos voll geladen.ما صندوق عقب ماشین را کاملاً بار زدیم.
  • Der LKW wurde mit Sand voll geladen.کامیون کاملاً با شن پر شد.
2 Akkusativ (etwas vollladen)

باتری، گوشی یا دستگاه الکترونیکی را کاملاً شارژ کردن.

  • Ich muss mein Handy über Nacht vollladen.من باید تلفنم را یک شب کامل شارژ کنم.
  • Bitte den Akku des Laptops vollladen, bevor du ihn benutzt.لطفاً قبل از استفاده از لپ‌تاپ، باتری آن را کاملاً شارژ کنید.