فعل
هوا خوردن، باد خوردن، تهویه کردن
معانی و تعاریف luften:
- تهویه کردن یک فضا با باز کردن پنجرهها یا درها برای ورود هوای تازه و خروج هوای مانده.
- قرار دادن پارچه، لباس یا فرش در معرض هوای آزاد برای تازه شدن، خشک شدن یا از بین بردن بو.
جملات نمونه برای luften:
„Es ''luftet'' und friert mich. Ich frage, wie das Wetter wird.“
هوا میخورد و من سردم میشود. میپرسم هوا چطور خواهد شد.
Es ist wichtig, die Räumlichkeiten regelmäßig zu lüften, um Schimmelbildung vorzubeugen.
تهویه منظم اتاقها برای جلوگیری از رشد کپک مهم است.
Nach dem Kochen sollte man die Küche sofort lüften, um Gerüche zu entfernen.
پس از پخت و پز، باید بلافاصله آشپزخانه را تهویه کرد تا بوهای نامطبوع از بین بروند.