فعل
لالایی خواندن، آرام کردن، خواباندن (با آواز یا کلمات آرامبخش)
معانی و تعاریف lullen:
- با لالایی یا صدای آرامبخش کسی را به خواب بردن یا آرام کردن
جملات نمونه برای lullen:
Gierig ''lullte'' das Kälbchen an der mütterlichen Zitze.
گوساله با ولع از پستان مادر شیر میخورد (در اینجا به معنی مکیدن آرام).
''Lullend'' wurde das Neugeborene in den Schlaf gebracht.
نوزاد با «لالایی» به خواب برده شد.
Was - mit fünf Jahren ''lullst'' du immer noch ins Bett!
چی - با پنج سال سن هنوز داری توی تخت «خودت رو خیس میکنی/لالایی میخونی»!