luminös

Aussprache: /lumiˈnøːs/
Worttrennung: lu·mi·nös
صفت

درخشان، نورانی، تابان

Bedeutungen

1

تولید کننده یا منعکس کننده نور؛ روشن و درخشان.

  • Der Mond war in dieser klaren Nacht besonders luminös.ماه در این شب صاف به خصوص نورانی بود.
  • Die luminösen Farben des Gemäldes zogen alle Blicke auf sich.رنگ‌های درخشان نقاشی همه نگاه‌ها را به خود جلب کرد.
  • Er trug ein T-Shirt mit einem luminösen Aufdruck, der im Dunkeln leuchtete.او تی‌شرتی با طرحی درخشان پوشیده بود که در تاریکی می‌درخشید.
2

روشن، واضح و قابل فهم (به صورت مجازی).

  • Sie präsentierte eine luminöse Erklärung für das komplexe Problem.او توضیحی روشن برای مشکل پیچیده ارائه داد.
  • Sein Denken war stets klar und luminös.تفکر او همیشه واضح و روشن بود.
  • Die luminöse Darstellung der Daten half uns, die Zusammenhänge zu verstehen.نمایش واضح داده‌ها به ما کمک کرد تا روابط را درک کنیم.