lumineszieren

Aussprache: /lumiˌnɛsˈtsiːʁən/
Worttrennung: lu·mi·nes·zie·ren
فعل

نورافشانی کردن، درخشیدن (بدون گرما)

Bedeutungen

1 intransitiv (ohne Akkusativ)

نور ساطع کردن بدون اینکه دمای آن به حدی بالا برود که نور حرارتی تولید کند (مانند فسفرسانس یا فلورسانس).

  • Bestimmte Mineralien lumineszieren unter UV-Licht.کانی‌های خاصی زیر نور فرابنفش نورافشانی می‌کنند.
  • Die Leuchtfarbe beginnt im Dunkeln zu lumineszieren.رنگ درخشان در تاریکی شروع به نورافشانی می‌کند.