lumineszieren
نورافشانی کردن، درخشیدن (بدون گرما)
Beispiele
- Es stellte sich heraus, daß fluorochromierte Chromosomen besonders deutlich und hell ''lumineszieren'' (Strugger, 1940b).مشخص شد که کروموزومهای رنگی شده با فلوروکروم به طور قابل توجهی روشنتر نورافشانی میکنند (Strugger, 1940b).
Bedeutungen
1
(intransitiv)
(فیزیک، شیمی) نور ساطع کردن بدون اینکه دمای آن به حدی بالا برود که نور حرارتی تولید کند (مانند فسفرسانس یا فلورسانس).
- Bestimmte Stoffe lumineszieren unter UV-Licht.مواد خاصی تحت نور فرابنفش نورافشانی میکنند.
- Die Leuchtdioden lumineszieren in verschiedenen Farben.دیودهای نورانی در رنگهای مختلف نورافشانی میکنند.