lupenrein
بیعیب و نقص، کاملاً پاک، بیغش
Bedeutungen
1
کاملاً خالص، بدون هیچ ناخالصی یا عیبی؛ بیغش (اغلب برای الماس و سنگهای قیمتی استفاده میشود).
- Der Diamant war von lupenreiner Qualität.الماس کیفیتی بیعیب و نقص داشت.
- Sie suchte nach einem lupenreinen Saphir.او به دنبال یک یاقوت کبود کاملاً بیغش بود.
- Das Wasser in den Bergen ist oft lupenrein.آب در کوهستانها اغلب کاملاً پاک است.
2
بینقص، عالی و بدون هیچ ایرادی در رفتار یا شخصیت.
- Sein Ruf war lupenrein und makellos.شهرت او بینقص و بیعیب بود.
- Sie hat eine lupenreine Weste.او سابقهای پاک و بیعیب دارد.
- Sein Verhalten war stets lupenrein.رفتار او همیشه بینقص بود.