lusen
دزدکی گوش دادن، شنود کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (Person) / sich
(کسی/خود را) از شپش پاک کردن، شپش زدایی کردن (معمولاً به عنوان 'lausen' شناخته میشود)
- Die Mutter lauste ihr Kind sorgfältig.مادر با دقت شپشهای فرزندش را میگرفت.
- Er musste sich nach dem Urlaub lausen lassen.او مجبور شد بعد از تعطیلات خودش را شپش زدایی کند.
2
Akkusativ
(محاوره، نادر) کسی را اذیت کردن، دست انداختن (معمولاً به عنوان 'lausen' شناخته میشود)
- Hör auf, mich zu lausen!دست از اذیت کردن من بردار!
- Die Kinder lausten sich gegenseitig im Garten.بچهها در باغ همدیگر را اذیت میکردند.