lusen

Aussprache: /ˈluːzn̩/
Wortzerlegung: lu·sen
فعل

دزدکی گوش دادن، شنود کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (Person) / sich

(کسی/خود را) از شپش پاک کردن، شپش زدایی کردن (معمولاً به عنوان 'lausen' شناخته می‌شود)

  • Die Mutter lauste ihr Kind sorgfältig.مادر با دقت شپش‌های فرزندش را می‌گرفت.
  • Er musste sich nach dem Urlaub lausen lassen.او مجبور شد بعد از تعطیلات خودش را شپش زدایی کند.
2 Akkusativ

(محاوره، نادر) کسی را اذیت کردن، دست انداختن (معمولاً به عنوان 'lausen' شناخته می‌شود)

  • Hör auf, mich zu lausen!دست از اذیت کردن من بردار!
  • Die Kinder lausten sich gegenseitig im Garten.بچه‌ها در باغ همدیگر را اذیت می‌کردند.