صفت
بیمیل، بیحوصله، بیانگیزه
جملات نمونه برای lustlos:
Still heut die Stube. – Weiß wie Kalk / ist Frauchens Antlitz. Müd und ''lustlos'' / ihr feuchtes Auge; halb bewußtlos / lehnt sie bei Vaters Katafalk.
امروز اتاق ساکت است. – چهره بانو سفید چون گچ است. خسته و بیحوصله / چشمهای مرطوبش؛ نیمهبیهوش / کنار تابوت پدر تکیه داده است.