auslutschen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌlʊtʃn̩/
Wortzerlegung: aus·lut·schen
فعل

مکیدن (محتویات داخل چیزی)، تخلیه کردن با مکیدن

Beispiele

  • Auf beider Augen lag ein versonnener Glanz, und Gräfin Sibyl gedachte jener längst entschwundenen Zeiten, als muselmanische Lakaien die Teeblätter noch einzeln ''auslutschten'' und den braunen Saft von Hand über einer Kerze erwärmten.از چشمان هر دو برق خاصی می‌تابید و کنتس سیبیل به یاد آن دوران دوردست افتاد که پیشخدمت‌های مسلمان برگ‌های چای را تک تک می‌مکیدند و آب قهوه‌ای رنگ را بالای شمع گرم می‌کردند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با مکیدن کاملاً خالی کردن یا شیره‌اش را کشیدن (معمولاً برای میوه، آبنبات و غیره).

  • Er hat die Orange komplett ausgelutscht.او پرتقال را کاملاً مکید و شیره‌اش را کشید.
  • Das Kind lutschte den Lutscher bis zum Stiel aus.کودک آبنبات چوبی را تا ته مکید.
2 Akkusativ

(مجازی) چیزی را کاملاً استفاده کردن، از چیزی نهایت بهره را بردن تا جایی که دیگر ارزشی نداشته باشد، یا کسی را کاملاً خسته و فرسوده کردن.

  • Die Idee ist mittlerweile völlig ausgelutscht.این ایده در حال حاضر کاملاً کهنه و بی‌ارزش شده است.
  • Er fühlt sich nach der langen Arbeitswoche völlig ausgelutscht.او بعد از یک هفته کاری طولانی کاملاً احساس خستگی و فرسودگی می‌کند.