mäßig

Aussprache: /ˈmɛːsɪç/
Worttrennung: mä·ßig
صفت

متوسط، ملایم، معتدل، نه خوب نه بد

Bedeutungen

1

نه خیلی خوب و نه خیلی بد؛ در حد متوسط یا معمولی.

  • Die Leistung der Mannschaft war heute nur mäßig.عملکرد تیم امروز فقط متوسط بود.
  • Das Wetter war mäßig, aber wir hatten trotzdem Spaß.هوا ملایم بود، اما ما با این حال لذت بردیم.
  • Er ist ein mäßig begabter Schüler.او دانش‌آموزی با استعداد متوسط است.
2

در حد اعتدال؛ نه افراطی و نه کم.

  • Wir sollten nur mäßig Alkohol trinken.ما باید فقط به میزان معتدل الکل بنوشیم.
  • Er isst sehr mäßig und achtet auf seine Gesundheit.او بسیار کم غذا می‌خورد و به سلامتی خود اهمیت می‌دهد.
  • Die Temperatur ist heute mäßig, nicht zu heiß und nicht zu kalt.دمای امروز معتدل است، نه خیلی گرم و نه خیلی سرد.