mäßig
متوسط، ملایم، معتدل، نه خوب نه بد
Bedeutungen
1
نه خیلی خوب و نه خیلی بد؛ در حد متوسط یا معمولی.
- Die Leistung der Mannschaft war heute nur mäßig.عملکرد تیم امروز فقط متوسط بود.
- Das Wetter war mäßig, aber wir hatten trotzdem Spaß.هوا ملایم بود، اما ما با این حال لذت بردیم.
- Er ist ein mäßig begabter Schüler.او دانشآموزی با استعداد متوسط است.
2
در حد اعتدال؛ نه افراطی و نه کم.
- Wir sollten nur mäßig Alkohol trinken.ما باید فقط به میزان معتدل الکل بنوشیم.
- Er isst sehr mäßig und achtet auf seine Gesundheit.او بسیار کم غذا میخورد و به سلامتی خود اهمیت میدهد.
- Die Temperatur ist heute mäßig, nicht zu heiß und nicht zu kalt.دمای امروز معتدل است، نه خیلی گرم و نه خیلی سرد.