mäanderförmig

Aussprache: /mɛˈandɐˌfœrmɪç/
Worttrennung: mä·an·der·för·mig
صفت

مارپیچ‌شکل، پیچ‌وخم‌دار، به شکل رودپیچ

Bedeutungen

1

دارای شکل یا طرحی که شبیه به پیچ و خم‌های رودخانه است؛ مارپیچ‌شکل.

  • Die Uferlinie des Sees ist mäanderförmig.خط ساحلی دریاچه شکل مارپیچ دارد.
  • Er zeichnete eine mäanderförmige Linie auf das Papier.او خطی مارپیچ‌شکل روی کاغذ کشید.
  • Die Pflasterung des Weges ist mäanderförmig angelegt.سنگفرش مسیر به صورت مارپیچ‌شکل طراحی شده است.