mädchenhaft

Aussprache: /ˈmɛːtçənhaft/
Worttrennung: mäd·chen·haft
صفت

دخترانه، مانند دختر

Bedeutungen

1

دارای خصوصیات، رفتار یا ظاهر که به طور سنتی با دختران یا زنان جوان مرتبط است؛ ظریف، لطیف، یا گاهی اوقات احساساتی.

  • Sie hat eine sehr mädchenhafte Stimme.او صدای بسیار دخترانه‌ای دارد.
  • Sein Lachen wirkte etwas mädchenhaft.خنده‌اش کمی دخترانه به نظر می‌رسید.
  • Das Kleid hatte ein sehr mädchenhaftes Design mit Rüschen.لباس طرحی بسیار دخترانه با چین‌های تزئینی داشت.
2

گاهی اوقات به صورت منفی برای توصیف فردی که بیش از حد احساساتی، ضعیف یا غیرقاطع است، به کار می‌رود.

  • Manche Kritiker fanden seine Reaktion zu mädchenhaft.برخی منتقدان واکنش او را بیش از حد دخترانه یافتند.
  • Er wurde oft für seine eher mädchenhafte Art verspottet.او اغلب به خاطر رفتار نسبتاً دخترانه‌اش مورد تمسخر قرار می‌گرفت.
  • Diese Entscheidung war nicht mädchenhaft, sondern mutig.این تصمیم دخترانه نبود، بلکه شجاعانه بود.