mädchenhaft
دخترانه، مانند دختر
Bedeutungen
1
دارای خصوصیات، رفتار یا ظاهر که به طور سنتی با دختران یا زنان جوان مرتبط است؛ ظریف، لطیف، یا گاهی اوقات احساساتی.
- Sie hat eine sehr mädchenhafte Stimme.او صدای بسیار دخترانهای دارد.
- Sein Lachen wirkte etwas mädchenhaft.خندهاش کمی دخترانه به نظر میرسید.
- Das Kleid hatte ein sehr mädchenhaftes Design mit Rüschen.لباس طرحی بسیار دخترانه با چینهای تزئینی داشت.
2
گاهی اوقات به صورت منفی برای توصیف فردی که بیش از حد احساساتی، ضعیف یا غیرقاطع است، به کار میرود.
- Manche Kritiker fanden seine Reaktion zu mädchenhaft.برخی منتقدان واکنش او را بیش از حد دخترانه یافتند.
- Er wurde oft für seine eher mädchenhafte Art verspottet.او اغلب به خاطر رفتار نسبتاً دخترانهاش مورد تمسخر قرار میگرفت.
- Diese Entscheidung war nicht mädchenhaft, sondern mutig.این تصمیم دخترانه نبود، بلکه شجاعانه بود.