ummähen
زیر گرفتن، درو کردن (با ماشین یا داس)، سرنگون کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (چیزی را درو کردن)
(چمن، غلات) درو کردن، چمن زدن.
- Der Bauer mähte das Getreidefeld.کشاورز مزرعه غلات را درو کرد.
- Wir müssen den Rasen bald ummähen.ما باید چمن را به زودی کوتاه کنیم.
2
Akkusativ (کسی را سرنگون کردن)
(مجازی) کسی را با وسیله نقلیه یا ضربه از پا درآوردن، سرنگون کردن.
- Der betrunkene Fahrer hat einen Fußgänger umgemäht.راننده مست یک عابر پیاده را زیر گرفت.
- Bei dem Unfall wurde er von seinem Motorrad geschleudert und umgemäht.در تصادف، او از موتورسیکلتش به بیرون پرتاب شد و نقش بر زمین شد.