mähen
درو کردن، چمن زدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
درو کردن، چمن زدن (علف، گندم)
- Der Bauer mäht das Feld.کشاورز مزرعه را درو میکند.
- Ich muss noch den Rasen mähen.من هنوز باید چمن را بزنم.
2
Akkusativ
(مجازی) درو کردن، از بین بردن (به تعداد زیاد)
- Die Krankheit mähte viele Menschen nieder.این بیماری بسیاری از مردم را از بین برد.
- Der Krieg mähte ganze Generationen hinweg.جنگ نسلهای کامل را درو کرد.