abmähen

Aussprache: /ˈapˌmɛːən/
Worttrennung: ab·mä·hen
فعل

درو کردن، کوتاه کردن، از بین بردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas abmähen)

چیدن یا درو کردن چیزی (مانند چمن، غلات) با داس، ماشین چمن‌زنی یا ابزار مشابه.

  • Der Bauer mäht das Feld ab.کشاورز مزرعه را درو می‌کند.
  • Wir müssen den Rasen heute abmähen.ما باید امروز چمن‌ها را کوتاه کنیم.
2 Akkusativ (jemanden / etwas abmähen)

به صورت استعاری: تعداد زیادی از افراد را به سرعت کشتن یا از بین بردن (مثلاً در جنگ).

  • Die neue Waffe mähte die feindlichen Soldaten ab.سلاح جدید سربازان دشمن را درو کرد.
  • Im Krieg wurden viele junge Männer abgemäht.در جنگ، بسیاری از مردان جوان از بین رفتند.