männermordend

Aussprache: /ˈmɛnɐˌmɔrdn̩t/
Worttrennung: män·ner·mor·dend
صفت

مردکُش (در مورد زنان: بسیار جذاب و اغواگر و از این رو برای مردان خطرناک؛ در مورد کار: بسیار طاقت‌فرسا و فرسایشی)

Bedeutungen

1

در مورد لباس یا ظاهر زنانه: به شدت جذاب و اغواگر، به طوری که می‌تواند برای مردان خطرناک باشد (به طور کنایه‌آمیز).

  • Sie trug ein atemberaubendes, fast schon männermordendes Kleid.او لباسی نفس‌گیر و تقریباً مردکش پوشیده بود.
  • Mit diesem Ausschnitt sah sie unglaublich männermordend aus.با این یقه باز، او به طرز باورنکردنی مردکش به نظر می‌رسید.
  • Die Schauspielerin war bekannt für ihre männermordende Ausstrahlung.این هنرپیشه به خاطر جذابیت مردکش شهرت داشت.
2

در مورد کار یا وظیفه: بسیار سخت، طاقت‌فرسا و فرسایشی.

  • Die Arbeit in der Mine war männermordend und gefährlich.کار در معدن بسیار طاقت‌فرسا و خطرناک بود.
  • Er hat sich durch eine männermordende Schicht gerettet.او خود را از یک شیفت کاری بسیار سخت نجات داد.
  • Diese Aufgabe ist wirklich männermordend, aber sie muss erledigt werden.این وظیفه واقعاً طاقت‌فرسا است، اما باید انجام شود.