märchenhaft
افسانهای، رویایی، فوقالعاده زیبا
Bedeutungen
1
شبیه به داستانهای پریان، خارقالعاده و بسیار زیبا یا شگفتانگیز.
- Das Schloss sah märchenhaft aus, besonders im Mondlicht.قلعه افسانهای به نظر میرسید، به خصوص در نور ماه.
- Sie hatte eine märchenhafte Vorstellung von der Liebe.او تصور رویایی از عشق داشت.
- Der Garten war mit seinen Blumen und Brunnen märchenhaft gestaltet.باغ با گلها و فوارههایش به شکلی افسانهای طراحی شده بود.