mässigen

Aussprache: /ˈmɛːsɪɡən/
Worttrennung: mäs·si·gen
Wort

تعدیل کردن، معتدل کردن (شکل املایی)

Bedeutungen

1 transitiv (Akkusativ)

چیزی را کاهش دادن یا کنترل کردن تا از حد افراطی خارج شود

  • Er musste seine Ausgaben mässigen.او مجبور بود هزینه‌هایش را تعدیل کند.
  • Die Regierung versucht, die Inflation zu mässigen.دولت تلاش می‌کند تورم را مهار کند.
2 reflexiv (sich mässigen)

خود را کنترل کردن، از افراط و زیاده‌روی خودداری کردن

  • Sie musste sich in ihrer Kritik mässigen.او مجبور بود در انتقادش خودداری کند.
  • Bitte mässigen Sie sich im Ton!لطفاً در لحن خود معتدل باشید!