mässigen
تعدیل کردن، معتدل کردن (شکل املایی)
Bedeutungen
1
transitiv (Akkusativ)
چیزی را کاهش دادن یا کنترل کردن تا از حد افراطی خارج شود
- Er musste seine Ausgaben mässigen.او مجبور بود هزینههایش را تعدیل کند.
- Die Regierung versucht, die Inflation zu mässigen.دولت تلاش میکند تورم را مهار کند.
2
reflexiv (sich mässigen)
خود را کنترل کردن، از افراط و زیادهروی خودداری کردن
- Sie musste sich in ihrer Kritik mässigen.او مجبور بود در انتقادش خودداری کند.
- Bitte mässigen Sie sich im Ton!لطفاً در لحن خود معتدل باشید!