mästen

Aussprache: /ˈmɛstn̩/
Wortzerlegung: mäs·ten
فعل

پروار کردن، چاق کردن (دام یا انسان)

Beispiele

  • Für die Gewinnung der Gänseleber werden die Gänse auf grausame Weise ''gemästet.برای به دست آوردن جگر چرب، غازها به روشی ظالمانه پروار می‌شوند.
  • Jedes Jahr züchten, ''mästen'' und töten wir 56 Milliarden Nutztiere“, sagt Marc Pierschel, Regisseur des Films „The End of Meat“.مارک پیرشل، کارگردان فیلم «پایان گوشت» می‌گوید: «هر سال ما ۵۶ میلیارد حیوان پرورشی را پرورش می‌دهیم، پروار می‌کنیم و می‌کشیم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(در کشاورزی) حیوانات را برای کشتار پروار کردن یا چاق کردن.

  • Die Bauern mästen Schweine und Rinder.کشاورزان خوک و گاو را پروار می‌کنند.
  • Manche Vögel werden speziell gemästet.برخی پرندگان به طور خاص پروار می‌شوند.
2 Akkusativ

(مجازی یا محاوره، اغلب با بار منفی) کسی را چاق کردن یا بیش از حد غذا دادن.

  • Sie mästet ihre Kinder mit Süßigkeiten.او بچه‌هایش را با شیرینی‌جات چاق می‌کند.
  • Er hat sich über die Feiertage gemästet.او در طول تعطیلات خودش را چاق کرده است.