mästen

Aussprache: /ˈmɛstn̩/
Worttrennung: mäs·ten
فعل

پروار کردن، چاق کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (Tiere mästen)

در کشاورزی، حیوانات را برای کشتار پروار کردن یا چاق کردن.

  • Die Bauern mästen ihre Schweine für das Weihnachtsfest.کشاورزان خوک‌هایشان را برای جشن کریسمس پروار می‌کنند.
  • Geflügel wird oft mit speziellem Futter gemästet.ماکیان اغلب با غذای مخصوص پروار می‌شوند.
2 Akkusativ (jemanden mästen)

به صورت مجازی یا محاوره، اغلب با بار منفی، کسی را چاق کردن یا بیش از حد غذا دادن.

  • Er hat seine Kinder mit Süßigkeiten gemästet.او بچه‌هایش را با شیرینی‌جات چاق کرده بود.
  • Hör auf, mich zu mästen, ich will abnehmen!بس کن مرا چاق کنی، می‌خواهم لاغر شوم!