mäusefrei
بدون موش
Bedeutungen
1
مکانی که هیچ موشی در آن وجود ندارد یا موشها از آن دور نگه داشته شدهاند.
- Wir wollen sicherstellen, dass die Speisekammer mäusefrei bleibt.ما میخواهیم مطمئن شویم که انبار مواد غذایی بدون موش باقی میماند.
- Das alte Haus war leider nicht mäusefrei.متأسفانه خانه قدیمی بدون موش نبود.
- Der Landwirt bemühte sich um ein mäusefreies Getreidelager.کشاورز برای انبار غله بدون موش تلاش کرد.