mäusefrei

Aussprache: /ˈmɔɪ̯zəˌfʁaɪ̯/
Worttrennung: mäu·se·frei
صفت

بدون موش

Bedeutungen

1

مکانی که هیچ موشی در آن وجود ندارد یا موش‌ها از آن دور نگه داشته شده‌اند.

  • Wir wollen sicherstellen, dass die Speisekammer mäusefrei bleibt.ما می‌خواهیم مطمئن شویم که انبار مواد غذایی بدون موش باقی می‌ماند.
  • Das alte Haus war leider nicht mäusefrei.متأسفانه خانه قدیمی بدون موش نبود.
  • Der Landwirt bemühte sich um ein mäusefreies Getreidelager.کشاورز برای انبار غله بدون موش تلاش کرد.