mäzenatisch

Aussprache: /mɛt͡seˈnaːtɪʃ/
Worttrennung: mä·ze·na·tisch
صفت

حامی‌پرورانه، به شیوه حامی هنر و فرهنگ

Bedeutungen

1

مرتبط با یا به سبک مِسن (حامی هنر و فرهنگ)؛ سخاوتمندانه از هنر، علم یا امور خیریه حمایت کردن.

  • Die Stiftung verfolgt eine mäzenatische Politik zur Förderung junger Künstler.این بنیاد سیاستی حامی‌پرورانه برای حمایت از هنرمندان جوان را دنبال می‌کند.
  • Sein mäzenatisches Engagement ermöglichte den Bau des Museums.تعهد حامی‌پرورانه او ساخت موزه را ممکن ساخت.
  • Die Universität profitierte von seinem mäzenatischen Beitrag.دانشگاه از کمک حامی‌پرورانه او بهره‌مند شد.