aufmöbeln
مرمت کردن، بازسازی کردن، روحیه دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas aufmöbeln)
نوسازی کردن، بازسازی کردن یا تزئین کردن یک مکان یا شیء.
- Wir haben die alte Wohnung komplett aufgemöbelt.ما آپارتمان قدیمی را کاملاً بازسازی کردیم.
- Er hat das alte Fahrrad selbst aufgemöbelt.او دوچرخه قدیمی را خودش تعمیر و نو کرد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas aufmöbeln)
بهبود بخشیدن یا ارتقاء دادن چیزی (مانند روحیه، وجهه، آمار).
- Ein gutes Gespräch kann die Stimmung eines Menschen aufmöbeln.یک گفتگوی خوب میتواند روحیه یک فرد را بهبود بخشد.
- Die neuen Strategien sollen die Verkaufszahlen aufmöbeln.استراتژیهای جدید باید آمار فروش را ارتقا دهند.