mitmögen

Aussprache: /ˈmɪtˌmøːɡn̩/
Worttrennung: mit·mö·gen
فعل

تمایل به همراهی داشتن، دوست داشتن به رفتن با دیگران

Bedeutungen

1 intransitiv (mag + mit)

مایل بودن یا دوست داشتن برای همراهی کردن با دیگران یا شرکت در یک برنامه.

  • Ich mag nicht immer mit allen mitgehen.من همیشه دوست ندارم با همه همراه شوم.
  • Er mag nicht mit ins Kino, weil er den Film nicht sehen will.او دوست ندارد با ما به سینما بیاید، چون نمی‌خواهد فیلم را ببیند.