das mögliches Wort
واژه ممکن (واژهای که در زبان وجود ندارد اما ساختار آن معتبر است)
Bedeutungen
1
واژهای که از نظر ساختاری و قواعد زبانشناختی صحیح است اما در مجموعه واژگان فعلی زبان وجود ندارد و صرفاً یک امکان نظری است.
- Der Linguist untersuchte die Struktur eines möglichen Wortes, das noch nicht existiert.زبانشناس ساختار یک واژه ممکن را که هنوز وجود ندارد، بررسی کرد.
- In der Sprachwissenschaft spricht man von einem möglichen Wort, wenn die Regeln der Wortbildung eingehalten werden.در زبانشناسی، زمانی از یک واژه ممکن صحبت میشود که قواعد واژهسازی رعایت شده باشند.
- Das System generierte ein mögliches Wort, das phonetisch korrekt war.سیستم یک واژه ممکن را تولید کرد که از نظر آوایی صحیح بود.