mörderisch

Aussprache: /ˈmœrdərɪʃ/
Worttrennung: mör·de·risch
صفت

مرگبار، کشنده؛ وحشتناک، طاقت‌فرسا

Bedeutungen

1

قصد کشتن یا تمایل به قتل؛ بسیار خطرناک و کشنده.

  • Der Attentäter hatte mörderische Absichten.مهاجم نیت‌های مرگباری داشت.
  • Ein mörderisches Gift kann schnell töten.یک سم کشنده می‌تواند به سرعت بکشد.
  • Die mörderische Kälte draußen zwang uns, drinnen zu bleiben.سرمای کشنده بیرون ما را مجبور کرد در خانه بمانیم.
2

به شدت ناخوشایند، طاقت‌فرسا یا وحشتناک.

  • Die Hitze war heute mörderisch, über 40 Grad Celsius.گرمای امروز طاقت‌فرسا بود، بالای ۴۰ درجه سانتی‌گراد.
  • Der Film war mörderisch langweilig.فیلم به طرز وحشتناکی خسته‌کننده بود.
  • Es war eine mörderische Anstrengung, den Berg zu besteigen.صعود به کوه یک تلاش طاقت‌فرسا بود.