müffeln
بوی نا مطبوع دادن
Beispiele
- Die gebrauchten Turnschuhe ''müffeln.کفشهای ورزشی استفاده شده بوی نا مطبوع میدهند.
- Es ist wie überall, wo viele Menschen in einem schlecht gelüfteten Raum, aber mit Daunenjacken eng zusammenstehen: Es ''müffelt'' ein wenig.مثل همه جاست که افراد زیادی در یک اتاق با تهویه نامناسب، اما با کاپشنهای پر، نزدیک به هم ایستادهاند: کمی بوی نا مطبوع میدهد.
Bedeutungen
1
(بدون مفعول)
بوی کهنه، کپکزده یا ناخوشایند دادن.
- Die alten Bücher müffeln im Keller.کتابهای قدیمی در زیرزمین بوی کهنگی میدهند.
- Es müffelt hier nach altem Rauch.اینجا بوی دود کهنه میدهد.