vollmüllen
پر کردن با زباله، آشغال ریختن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas vollmüllen)
چیزی را با آشغال یا وسایل بیمصرف پر کردن، شلوغ کردن، به هم ریختن.
- Die Touristen haben den Strand mit Müll vollgemüllt.گردشگران ساحل را با زباله پر کرده بودند.
- Er hat seine Wohnung mit alten Zeitungen vollgemüllt.او آپارتمانش را با روزنامههای قدیمی پر کرده بود.