münzgroß
به اندازه سکه
Bedeutungen
1
اندازهای برابر با یک سکه؛ معمولاً برای توصیف اندازه کوچک یا متوسط اشیاء.
- Er hatte einen kleinen, münzgroßen Fleck auf dem Hemd.او یک لکه کوچک به اندازه سکه روی پیراهنش داشت.
- Die Münze war münzgroß und glänzte.سکه به اندازه سکه بود و میدرخشید.
- Sie fand ein münzgroßes Schmuckstück im Sand.او جواهری به اندازه سکه در شن پیدا کرد.