münzgroß

Aussprache: /ˈmʏnt͡sˌɡʁoːs/
Worttrennung: münz·groß
صفت

به اندازه سکه

Bedeutungen

1

اندازه‌ای برابر با یک سکه؛ معمولاً برای توصیف اندازه کوچک یا متوسط اشیاء.

  • Er hatte einen kleinen, münzgroßen Fleck auf dem Hemd.او یک لکه کوچک به اندازه سکه روی پیراهنش داشت.
  • Die Münze war münzgroß und glänzte.سکه به اندازه سکه بود و می‌درخشید.
  • Sie fand ein münzgroßes Schmuckstück im Sand.او جواهری به اندازه سکه در شن پیدا کرد.