mürrisch
اخمو، ترشرو، بدخلق
Bedeutungen
1
نشان دادن نارضایتی، بدخلقی یا عصبانیت به صورت اخم یا رفتار ترشرو.
- Er war den ganzen Morgen mürrisch, weil er schlecht geschlafen hatte.او تمام صبح اخمو بود چون بد خوابیده بود.
- Mit einem mürrischen Gesichtsausdruck saß er am Tisch.او با چهرهای ترشرو سر میز نشسته بود.
- Sei nicht so mürrisch, es gibt keinen Grund dazu.اینقدر بدخلق نباش، دلیلی برایش وجود ندارد.