weitermüssen
مجبور بودن به ادامه دادن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
مجبور بودن به ادامه دادن یک مسیر، کار یا فعالیت.
- Leider muss ich jetzt weiter, ich habe einen Termin.متأسفانه باید الان بروم، وقت ملاقات دارم.
- Der Zug musste wegen des Sturms weiterfahren.قطار به دلیل طوفان مجبور بود به حرکت ادامه دهد.