zurückmüssen
مجبور بودن به بازگشتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
مجبور بودن به بازگشتن به مکانی یا وضعیتی.
- Wegen des schlechten Wetters mussten wir von der Wanderung zurück.به دلیل هوای بد، مجبور شدیم از پیادهروی برگردیم.
- Ich habe mein Handy vergessen und muss leider zurück.من تلفنم را فراموش کردهام و متأسفانه باید برگردم.