mütterlicherseits
از طرف مادری، از خانواده مادر
Bedeutungen
1
مربوط به سمت مادر؛ از سوی مادر.
- Sie hat die roten Haare mütterlicherseits geerbt.او موهای قرمزش را از طرف مادری به ارث برده است.
- Mütterlicherseits sind wir mit der Familie Müller verwandt.از طرف مادری ما با خانواده مولر خویشاوندیم.
- Sein Interesse an Musik kommt mütterlicherseits.علاقه او به موسیقی از طرف مادری است.