müttern

Aussprache: /ˈmʏtɐn/
Wortzerlegung: müt·tern
فعل

شبیه مادر شدن، از مادر ارث بردن

Bedeutungen

1 (intransitiv)

مادرانه رفتار کردن، مراقبت مادرانه کردن (اغلب با حس دلسوزی یا مراقبت بیش از حد؛ این فعل نادر است)

  • Sie mütterte liebevoll über ihre Enkelkinder, obwohl diese schon erwachsen waren.او با محبت مادرانه در مورد نوه‌هایش رفتار می‌کرد، اگرچه آنها دیگر بزرگسال بودند.
  • Hör auf zu müttern, er ist alt genug, um seine eigenen Entscheidungen zu treffen.دست از مادرانه رفتار کردن بردار، او به اندازه کافی بزرگ است که خودش تصمیم بگیرد.