anmaßen
به خود اجازه دادن، ادعا کردن، به ناحق قائل شدن
Bedeutungen
1
sich (Dativ) + Akkusativ
چیزی (مانند حق، صلاحیت، مقام) را بدون داشتن مجوز، شایستگی یا دلیل موجه به خود نسبت دادن یا ادعا کردن.
- Ermaßte sich das Recht, über alle zu urteilen.او خود را محق دانست که درباره همه قضاوت کند.
- Niemand darf sich so viel anmaßen.هیچکس نباید اینقدر به خود اجازه دهد.
2
sich (Akkusativ) (sich anmaßen)
گستاخی کردن، جرأت کردن (معمولاً در جملات منفی یا با مفهوم منفی برای بیان تعجب یا نارضایتی؛ با ضمیر بازتابی در حالت Akkusativ).
- Wie kannst du dich anmaßen, mir Befehle zu geben?چطور جرأت میکنی به من دستور بدهی؟
- Sie maß sich nicht an, seine Entscheidungen zu kritisieren.او جرأت نکرد تصمیمات او را نقد کند.