anmachen

Aussprache: /ˈanˌmaxn̩/
Wortzerlegung: an·ma·chen
فعل

روشن کردن، آماده کردن (غذا/سس)، مخلوط کردن، وصل کردن، لاس زدن

Beispiele

  • Der Salat ist mit Vinaigrette ''angemacht.سالاد با سس وینگرت طعم‌دار شده است.
  • Du holst Steine, ich ''mache'' derweil schon den Mörtel ''an''.تو آجر می‌آوری، من در همین حین ملات را آماده می‌کنم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

روشن کردن وسایل برقی، دستگاه‌ها یا چراغ.

  • Kannst du bitte das Licht anmachen?می‌توانی لطفاً چراغ را روشن کنی؟
  • Er hat den Fernseher angemacht, um die Nachrichten zu sehen.او تلویزیون را روشن کرد تا اخبار را ببیند.
2 Akkusativ

غذا (به ویژه سالاد) را طعم‌دار کردن یا با سس آماده کردن.

  • Sie hat einen leckeren Salat angemacht.او یک سالاد خوشمزه آماده کرد.
  • Wie machst du den Kartoffelsalat an?سالاد سیب‌زمینی را چطور طعم‌دار می‌کنی؟
3 Akkusativ

آتش زدن، روشن کردن سیگار یا شومینه.

  • Er hat sich eine Zigarette angemacht.او یک سیگار روشن کرد.
  • Wir müssen das Lagerfeuer anmachen.ما باید آتش کمپ را روشن کنیم.
4 Akkusativ

مخلوط کردن مواد ساختمانی با آب (مانند ملات یا گچ).

  • Der Arbeiter macht den Mörtel an.کارگر ملات را مخلوط و آماده می‌کند.
  • Man muss den Gips mit Wasser anmachen.باید گچ را با آب مخلوط کرد.
5 Akkusativ + an + Dativ

چیزی را به جایی وصل کردن یا آویزان کردن.

  • Er hat ein Schild an der Tür angemacht.او تابلویی را روی در نصب کرد.
  • Sie machte das Foto an der Wand an.او عکس را روی دیوار نصب کرد.
6 Akkusativ

به کسی متلک گفتن، مخ کسی را زدن یا لاس زدن.

  • Er hat sie in der Bar angemacht.او در بار به او متلک گفت/با او لاس زد.
  • Ich mag es nicht, wenn mich Fremde anmachen.من دوست ندارم غریبه‌ها به من متلک بگویند.
7 Akkusativ

کسی را تحریک کردن، عصبانی کردن یا دعوا راه انداختن.

  • Mach mich nicht von der Seite an!سر به سر من نگذار / مرا تحریک نکن!
  • Warum machst du ihn ohne Grund an?چرا بی‌دلیل به او پیله می‌کنی؟