anmachen
روشن کردن، آماده کردن (غذا/سس)، مخلوط کردن، وصل کردن، لاس زدن
Beispiele
- Der Salat ist mit Vinaigrette ''angemacht.سالاد با سس وینگرت طعمدار شده است.
- Du holst Steine, ich ''mache'' derweil schon den Mörtel ''an''.تو آجر میآوری، من در همین حین ملات را آماده میکنم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
روشن کردن وسایل برقی، دستگاهها یا چراغ.
- Kannst du bitte das Licht anmachen?میتوانی لطفاً چراغ را روشن کنی؟
- Er hat den Fernseher angemacht, um die Nachrichten zu sehen.او تلویزیون را روشن کرد تا اخبار را ببیند.
2
Akkusativ
غذا (به ویژه سالاد) را طعمدار کردن یا با سس آماده کردن.
- Sie hat einen leckeren Salat angemacht.او یک سالاد خوشمزه آماده کرد.
- Wie machst du den Kartoffelsalat an?سالاد سیبزمینی را چطور طعمدار میکنی؟
3
Akkusativ
آتش زدن، روشن کردن سیگار یا شومینه.
- Er hat sich eine Zigarette angemacht.او یک سیگار روشن کرد.
- Wir müssen das Lagerfeuer anmachen.ما باید آتش کمپ را روشن کنیم.
4
Akkusativ
مخلوط کردن مواد ساختمانی با آب (مانند ملات یا گچ).
- Der Arbeiter macht den Mörtel an.کارگر ملات را مخلوط و آماده میکند.
- Man muss den Gips mit Wasser anmachen.باید گچ را با آب مخلوط کرد.
5
Akkusativ + an + Dativ
چیزی را به جایی وصل کردن یا آویزان کردن.
- Er hat ein Schild an der Tür angemacht.او تابلویی را روی در نصب کرد.
- Sie machte das Foto an der Wand an.او عکس را روی دیوار نصب کرد.
6
Akkusativ
به کسی متلک گفتن، مخ کسی را زدن یا لاس زدن.
- Er hat sie in der Bar angemacht.او در بار به او متلک گفت/با او لاس زد.
- Ich mag es nicht, wenn mich Fremde anmachen.من دوست ندارم غریبهها به من متلک بگویند.
7
Akkusativ
کسی را تحریک کردن، عصبانی کردن یا دعوا راه انداختن.
- Mach mich nicht von der Seite an!سر به سر من نگذار / مرا تحریک نکن!
- Warum machst du ihn ohne Grund an?چرا بیدلیل به او پیله میکنی؟