rübermachen

Aussprache: /ˈryːbɐˌmaxn̩/
Worttrennung: rü·ber·ma·chen
فعل

عبور کردن، فرار کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

از آلمان شرقی به آلمان غربی گریختن یا مهاجرت غیرقانونی کردن (تاریخی/عامیانه).

  • Viele Menschen haben in den 80ern rüber-gemacht.بسیاری از مردم در دهه ۸۰ فرار کردند (به غرب).
  • Er versuchte, über die Grenze rüber-zumachen.او سعی کرد از مرز فرار کند.
2 über + Akkusativ / intransitiv

از عرض خیابان یا به طرف دیگر عبور کردن یا وسایل را رد کردن.

  • Wir müssen schnell über die Straße rüber-machen.ما باید سریع از خیابان عبور کنیم.
  • Kannst du mir helfen, die Möbel rüber-zu-machen?می‌توانی کمکم کنی وسایل را به آن طرف منتقل کنم؟