vormachen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌmaxn̩/
Wortzerlegung: vor·ma·chen
فعل

نشان دادن نحوه انجام کار، گول زدن، وانمود کردن

Bedeutungen

1 Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)

نحوه انجام کاری را به کسی عملی نشان دادن.

  • Kannst du mir bitte vormachen, wie das geht?می‌توانی لطفاً به من نشان دهی که این چطور انجام می‌شود؟
  • Der Lehrer machte den Schülern die Übung vor.معلم تمرین را به دانش‌آموزان نشان داد.
2 Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)

کسی را فریب دادن، گول زدن یا وانمود کردن.

  • Du kannst mir nichts vormachen!تو نمی‌توانی مرا گول بزنی!
  • Man sollte sich selbst nichts vormachen.نباید خود را فریب داد.