kehrtmachen
دور زدن، تغییر مسیر دادن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
چرخیدن و ۱۸۰ درجه تغییر مسیر دادن (پیاده یا با خودرو).
- Als er seinen Fehler bemerkte, machte er sofort kehrt.وقتی اشتباهش را فهمید، بلافاصله دور زد.
- Der Busfahrer musste an der engen Straße kehrtmachen.راننده اتوبوس مجبور شد در جاده تنگ دور بزند.