mobilmachen
بسیج کردن، فعال کردن، آماده شدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas mobilmachen)
بسیج کردن (نیروهای نظامی یا منابع برای جنگ یا شرایط بحرانی)
- Die Regierung befahl, die Truppen zu mobilmachen.دولت دستور بسیج نیروها را صادر کرد.
- Wir müssen unsere Ressourcen mobilmachen.ما باید منابع خود را بسیج کنیم.
2
gegen / für + Akkusativ
فعال کردن، به حرکت درآوردن (گروهی از مردم یا جامعه علیه یا له موضوعی)
- Die Organisation mobilmacht die Bürger für mehr Umweltschutz.این سازمان شهروندان را برای حفاظت بیشتر از محیط زیست فعال میکند.
- Sie versuchten, die Bevölkerung gegen die neue Politik zu mobilmachen.آنها تلاش کردند تا مردم را علیه سیاست جدید بسیج کنند.
3
sich + für + Akkusativ
آماده و مجهز کردن خود برای چالش یا کاری سخت (sich mobilmachen)
- Er machte sich für die bevorstehende Prüfung mobil.او خودش را برای امتحان پیش رو آماده کرد.
- Wir müssen uns für die Reise mobilmachen.ما باید خودمان را برای سفر آماده کنیم.