freimachen

Aussprache: /ˈfʁaɪ̯ˌmaxn̩/
Worttrennung: frei·ma·chen
فعل

خالی کردن، رها کردن، مرخصی گرفتن، برهنه کردن، تمبر زدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas freimachen)

فضایی را خالی کردن یا راهی را باز کردن.

  • Bitte machen Sie den Tisch für den nächsten Gast frei.لطفاً میز را برای مهمان بعدی خالی کنید.
  • Der Arzt bat die Krankenschwester, den Weg zum Operationssaal freizumachen.دکتر از پرستار خواست راه را به سمت اتاق عمل باز کند.
2 sich + von + Dativ

خود را از ترس، افکار یا عادات قدیمی رها کردن.

  • Er muss sich von seinen Ängsten freimachen.او باید خود را از ترس‌هایش رها کند.
  • Sie hat sich endlich von den alten Vorurteilen freigemacht.او سرانجام خود را از تعصبات قدیمی رها کرد.
3 Akkusativ / sich

از کار مرخصی گرفتن یا وقت خود را آزاد کردن.

  • Ich muss mich für den Arzttermin freimachen.من باید برای قرار ملاقات با دکتر وقتم را آزاد کنم.
  • Kannst du mich für morgen freimachen?می‌توانی مرا برای فردا مرخص کنی؟
4 Akkusativ / sich

لباس‌های خود (به‌ویژه بالاتنه) را برای معاینه پزشکی درآوردن.

  • Der Patient wurde gebeten, sich freizumachen.از بیمار خواسته شد که لباس‌هایش را درآورد.
  • Sie musste sich für die Untersuchung freimachen.او مجبور شد برای معاینه بالاتنه‌اش را برهنه کند.
5 Akkusativ (jemanden / etwas freimachen)

تمبر زدن به نامه یا مرسوله پستی.

  • Bitte machen Sie den Brief frei, bevor Sie ihn abschicken.لطفاً قبل از ارسال نامه، به آن تمبر بزنید.
  • Ich habe vergessen, das Paket freizumachen.من فراموش کردم به بسته تمبر بزنم.