aufmachen
باز کردن، افتتاح کردن، عازم شدن، باز کردن دکمه/زیپ
Bedeutungen
1
Akkusativ
باز کردن، گشودن (در، پنجره، بسته، کتاب).
- Kannst du bitte das Fenster aufmachen?میتوانی لطفاً پنجره را باز کنی؟
- Er hat das Paket vorsichtig aufgemacht.او بسته را با احتیاط باز کرد.
2
Akkusativ
افتتاح کردن، تأسیس کردن (فروشگاه، کسب و کار).
- Sie will ein neues Café in der Stadt aufmachen.او میخواهد یک کافه جدید در شهر باز کند.
- Wann macht der Laden morgen auf?فردا مغازه کی باز میشود؟
3
sich + zu / nach + Dativ
راه افتادن، عازم شدن به سمتی (sich aufmachen).
- Wir müssen uns jetzt aufmachen, sonst kommen wir zu spät.ما باید الان راه بیفتیم، وگرنه دیر میرسیم.
- Sie hat sich auf den Weg gemacht.او عازم راه شد.
4
Akkusativ
باز کردن دکمه، زیپ یا بند لباس.
- Er machte den Mantel auf.او دکمههای پالتو را باز کرد.
- Mach dir die Jacke auf, wenn dir warm ist.اگر گرمت است زیپ کاپشنت را باز کن.