einmachen
کنسرو کردن، مربا/شور درست کردن، کثیف کردن شلوار
Bedeutungen
1
Akkusativ
میوه و سبزیجات را پختن و در شیشه نگهداری کردن (کنسرو/مربا).
- Sie hat Gurken und Bohnen eingemacht.او خیار و لوبیا را شور انداخته/کنسرو کرده است.
- Im Herbst machen wir immer Erdbeeren ein.در پاییز ما همیشه توتفرنگیها را مربا میکنیم.
2
sich (in die Hose machen)
خود را کثیف کردن / در شلوار ادرار یا مدفوع کردن (sich einmachen - عامیانه).
- Das Kind hat sich vor Angst eingemacht.کودک از ترس خودش را کثیف کرد.
- Hast du dir in die Hose eingemacht?آیا شلوارت را کثیف کردهای؟